أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
701
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
ديسقوريدس 4 : [ طريفلون ] گياهى به درازاى حدود يك ارش است ، شاخههاى نازك [ به درازاى ] يك وجب دارد و شبيه اذخر است ؛ روى هر شاخه سه برگ است ، در آغاز رشد بوى شراب مىدهد و چون بزرگ شود ، بوى قفر 5 از آن به مشام مىرسد . گلها ارغوانى و تخمها تقريبا مسطحاند . رويش اندكى كرك و در يك طرفش چيزى مانند نخ وجود دارد . ( 1 ) . يونانى « سه برگى » . اين نام به چند گياه داده شده است : حندقوقى ، نك . شمارهء 357 . يادداشت 3 ، خصى الثعلب ، نك . شمارهء 400 ، يادداشت 3 و Psoralea bituminosa L . ( عيسى ، 11 149 ) . در اينجا به معناى آخرى است ، زيرا توصيف طريفلون كه در بالا آمده با آنچه ابن بيطار دربارهء « حوماتة » ( ابن بيطار ، دستنويس ، ورق 380 ب ) - Psoralea bituminosa L . مىگويد كاملا مطابقت دارد ؛ I , Dozy ، 343 ؛ بدويان ، 2856 . افزونبر آن در كتابهاى زبان عربى واژهء « طريفلن » خودبهخود تنها به معناى « حوماتة » به كار مىرود ، نك . ابن بيطار ، تفسير ، ورق 27 ب ؛ انطاكى ، 218 . ( 2 ) . تلبه ( ؟ ) ؛ ابن بيطار ، دستنويس ، ورق 380 ب : ثلاثلة اسقت ( اسقف ؟ ) . ( 3 ) . شوك الفأرة - « خارموش » - Cirsium acarna D . C . ؛ عيسى ، 8 49 . ( 4 ) . ديوسكوريد ، III ، 104 . ( 5 ) . القفر . ديوسكوريد ، III ، 104 : « در آغاز رشد برگها ، بويشان شبيه بوى قفر است » . 672 . طرّيخ 1 در المتن العتيق 2 با [ حرف ] « حا » است و [ در آنجا گفته شده كه اين ] ماهى است 3 ، اما در حاشيه با [ حرف ] « خا » ؛ اين ماهى شور درياچه وسطان ارمنستان است . [ آن نيكو است ] زيرا نمك اين محل خوشمزه است . ( 1 ) . چنين است در تاج العروس ، II ، 269 ؛ در فرهنگهاى فارسى - طريخ كه با يونانى ارتباط دارد ؛ به معناى « ساردين » نيز مىتواند باشد ( II , Vullers ، 541 ) . اين عنوان به اختصار در Picture ، 127 درج شده است . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . المتن العتيق . ( 3 ) . نسخه الف : مع الحاء و العسل ، بايد خواند مع الحاء و السمك ، نسخهء پ : مع الحاء المهملة . 673 . طوط 1 ابو حنيفه 2 : اين پنبه است ، اما برخى راويان مىگويند كه اين « پنبهء پاپيروس » 3 است . بيلم 4 - پنبهنى 5 است .